تاریخ روانشناسی (9): روانشناسی و آیین هندو
«هندوئیسم» [آیین هندو] نامی است که بریتانیاییها بر مجموعهای پراکنده اما مرتبطبههم از باورها و آداب دینی رایج در شبهقارهی هند نهادهاند. بنابراین روانشناسی در سنت هندو یک نظام علمی به سیاق غربی آن نیست، بلکه آمیزهای از اصول روانشناسی و آداب دینیای است که در سنت هندو ریشه دارند.
متون باستانی متعددی وجود دارند که بنیاد سنت هندو را شکل میدهند: وداها، اوپانیشادها و پوراناها. از جمله متون متاخرتر «مهاباراتا»ست که به حوالی قرن دوم پیش از میلاد تعلق دارد. یکی از حکایات حماسی مهاباراتا «بهاگاواد گیتا»ست. در اینجا بهجهت سادگی به تعداد اندکی از اصول این متن اشاره میشود، اما این اشارهی کوتاه بههیچوجه نمیتواند غنای تفکر هندو دربارهی ذهن، خود و روابط انسانی را متجسم کند.
سه «گونا»، یا اصل، همکاری دارند تا هر آنچه در جهان هست پدید آید. این سه «گونا» عبارتند از: «تاماس» (اصل ماند [اینرسی])، «راجاس» (فعالیت) و «ساتوا» (شفافیت، نور). هر سه اصل ضروریاند، اما ساتوا یک عنصر معنوی است. مطلوب است که ساتوا، در ضمن حفظ تعادل باقی عناصر، پرورش داده شود و این امکان فراهم شود که هر سه گونا با هم همکاری کنند. غایت به اجرا درآوردن این سه اصل—که به فعالیت یوگا نیز مشهورند—آرامشبخشیدن به ذهن است بهنحویکه خودشکوفایی یا آگاهی بتواند محقق شود. وقتی ما مهار خویشتن، کنش درست و انجام یوگا را بیاموزیم، میتوانیم آگاهی خود را چنان تغییر دهیم که افکار و عادات غیرسودمندمان به افکار و اعمال سودمند و سازنده تبدیل شوند. یوگاهای مختلفی وجود دارند که هر یک بر امری خاص نظیر عمل، مناجات مقدس، نیایش و معرفت تأکید دارند.
این آداب هندو میتوانند به اصطلاح غربیان به رشد شخصی منتهی شوند، رشدی که طبق آیین هندو میتواند در سرتاسر چهار مرحلهی زندگی (یعنی مراحل زندگی یک دانشآموز، یک سرپرست خانوار، یک معتکف در جنگل و یک فرد وارسته از دنیا) رخ بدهد. هر مرحله درسهای ویژهی خود را دارد که یک شخص باید آنها را در راه خودشکوفایی بیاموزد. در آیین امر رایجی است که شخص برای راهنمایی، تعلیم و رشد به دنبال یک مرشد (گورو) بگردد.
ترجمه از
Pickren, Wade. E, The Psychology Book: From Shamanism to Cutting-edge Neuroscience, 250 Milestones in the History of Psychology, Sterling New York, 2014.
کلمات کلیدی: آیین هندو، تاریخ روانشناسی، شبهقارهی هند